ونپ حکایت، شنونده آهنگ "حکایت" از ونپ عزیز در سایت نکس وان موزیک باشید.
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیافزود
زنهار ازین بیابان وین راه بی نهایت
ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایهٔ عنایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سر ها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه مارا خون خورد و می پسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند ازین ولایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیافزود
زنهار ازین بیابان وین راه بی نهایت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایهٔ عنایت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایهٔ عنایت